تبليغاتX
PersiaNet.ir | Coo.ir | ya-ali
استخری از ابزار یاهو نرم افزار اس ام اس








منوي اصلي



نويسندگان



آرشيو ماهانه



پيوند وبلاگ



پيوند روزانه



آمار وب



طراح قالب
منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس




موزیک و سایر امکانات




سخنان مقام معظم رهبري در مورد عدالت


رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران با تبيين مهمترين وظايف دولت بويژه در عرصه عدالت، تأكيد كردند:...

 رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران با تبيين مهمترين وظايف دولت بويژه در عرصه عدالت، تأكيد كردند: تحقق عدالت، در گرو توجه كامل به عقلانيت و معنويت است و هيچ ارزش ديگرى نبايد عدالت، نفى تبعيض و رسيدگى به طبقات محروم را در عملكرد دولت جديد، كمرنگ سازد.

حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اى در اين ديدار كه در سالروز شهادت شهيدان رجايى و باهنر انجام شد. اين دو شهيد سرافراز را نماد حقيقى دولتمردان متعهد خواندند و با آرزوى توفيق براى همه كارگزاران نظام اسلامى در استمرار راه رجايى و باهنر، ارتباط مستمر با خداوند و تلاش براى اداى تكليف را تضمين كننده صحت عمل و استقامت دولتمردان در تحقق اهداف انقلاب اسلامى و تأمين نيازهاى ملت برشمردند.

ايشان، پيشرفت و ارتقاى كشور و تلاش براى تحقق سند چشم‏انداز 20 ساله را هدف اصلى همه اعضاى دولت دانستند و با اشاره به فرصت 4 ساله اعضاى كابينه براى كار و تلاش و خدمت افزودند: دولت جديد بايد با انسجام و هماهنگى و قدر شناختن فرصت 4 ساله خدمت به مردم، حتى يكروز را از دست ندهد.

رهبر معظم انقلاب اسلامى، دولت اسلامى را از شعارهاى خوب آقاى احمدى‏نژاد خواندند و در تبيين اين مفهوم خاطرنشان كردند: دولت اسلامى نه فقط قوه مجريه بلكه همه كارگزاران نظام اسلامى را شامل مى‏شود و پس از پيروزى انقلاب اسلامى و تشكيل نظام اسلامى كه با همت و هوشيارى امام راحل و مردم صورت گرفت، تشكيل دولت اسلامى بعنوان زمينه‏ساز شكل‏گيرى كشور اسلامى، همواره مورد نظر مسوولان نظام بوده است و گامهايى در اين راه برداشته شده است.

ايشان تحقق دولت اسلامى را امرى محتوايى و منوط به انطباق جهت‏گيرى و عمل كارگزاران نظام با مبانى اسلام و اهداف انقلاب برشمردند و افزودند: دولت جديد كه با شعار مبارك دولت اسلامى روى كار آمده است بايد تلاش كند تا در عرصه‏هاى مختلف داخلى و خارجى، از جمله رفتار با مردم، بطور جدى و واقعى به اين شعار پايبند باشد تا گام بزرگى در جهت تحقق كشور اسلامى برداشته شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامى در همين زمينه، عملكرد كارگزاران را در رفتار و زندگى مردم، كاملاً تأثيرگذار خواندند و افزودند: اگر مسوولان و مديران كشور نتوانند در رفتار و گفتار به نصاب لازم و در خور شأن جمهورى اسلامى برسند نبايد مردم را ملامت كنند چرا كه اگر كارگزاران نظام، حقيقتاً اسلامى شدند رفتار مردم هم، بالطبع اسلامى مى‏شود و كشور نيز اسلامى خواهد شد.

حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اى اقدام آقاى احمدى‏نژاد در مطرح كردن شعار عدالت محورى را باعث جلوگيرى از بفراموشى سپرده شدن اين شعارِ بسيار اساسى ارزيابى كردند و با اشاره به استقبال مردم از عدالت‏محورى دولت جديد افزودند: دولت بايد به اين شعار تحول‏آفرين و ملزومات آن، كاملاً پايبند باشد.

ايشان با اشاره به كارهاى بزرگ انجام شده در كشور براى رفع محروميت خاطرنشان كردند: عدالت هميشه در شعارهاى دولتهاى پس از انقلاب مطرح بوده است اما اين خطر وجود داشته كه عمده شدن شعارهاى خوب ديگر همچون پيشرفت و توسعه، و آزادى و مردم‏سالارى، شعار عدالت را كمرنگ كند در حاليكه نبايد هيچ شعار و ايده‏اى، باعث كمرنگ شدن عدالت و فراموش شدن طبقات محروم شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامى با اشاره به در هم‏آميختگى كامل مفهوم عدالت با مفهوم عقلانيت و معنويت افزودند: اگر عقل و خرد و علم در تشخيص مصاديق عدالت و راههاى تحقق آن بكار گرفته نشود بدون ترديد عدالت، محقق نخواهد شد.

ايشان عقلانيت را كاملاً متفاوت با محافظه‏كارى خواندند و افزودند: محافظه‏كارى يعنى طرفدارى از وضع موجود و هراس از هرگونه تحول، در حاليكه عقلانيت گاه منشأ تحولات عظيمى نظير انقلاب اسلامى بوده است.

ايشان تحولات ايجاد شده در نظام را نتيجه نگاه عقلانى و علمى به اوضاع داخلى و خارجى دانستند و افزودند: بايد با پرهيز از انفعال در برابر جريان عمومى سلطه سياسى و اقتصادى جارى در دنيا، با تحول و تحرك، با اين وضع، مقابله عقلانى كرد.

حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اى، معنويت را يكى ديگر از شرطهاى لازم براى تحقق عدالت برشمردند و افزودند: پيگيرى عدالت بدون توجه به معنويت، به رياكارى، انحراف و ظاهرسازى تبديل مى‏شود ضمن اينكه معنويتِ »بدون عدالت و بى‏اعتنا به لزوم مبارزه با ظلم و سلطه« نيز مورد قبول نيست.

رهبر معظم انقلاب اسلامى با انتقاد از كسانى كه عدالت را توزيع فقر مى‏دانند خاطرنشان كردند: عدالت توزيع عادلانه و عاقلانه امكانات موجود ميان همه مردم و تلاش براى افزايش اين امكانات است و كسانى كه معتقدند ابتدا بايد بدنبال افزايش ثروت عمومى رفت و سپس پيگير عدالت شد، عملاً عدالت را ناديده مى‏گيرند و الگوهايى ارائه مى‏دهند كه اكنون در كشورهاى بزرگ سرمايه‏دارى وجود دارد يعنى عده‏اى كاملاً مرفه، اكثريت مردم داراى زندگى همراه با حسرت و عده‏اى نيز دچار فقر و فلاكت.

رهبر انقلاب اسلامى، عدالت را محور ضرورى برنامه همه وزارتخانه‏ها خواندند و افزودند: در اين زمينه سازمان مديريت و برنامه‏ريزى و بخش‏هاى مالى و اقتصادى و خدماتى وظايف سنگين‏ترى بر عهده دارند.

ايشان ضمن تأكيد بر گسترش علم و دانايى، گسترش آزادانديشى را از ديگر وظايف دولت جديد برشمردند و خاطرنشان كردند: بايد فضايى فراهم شود كه انسانها واقعاً آزادانه فكر كنند تا آزادى بيان هم محقق شود زيرا آزادى بيان تابعى از آزادى فكر است و اگر فضاى آزادانديشى و آزادفكرى وجود نداشته باشد آزادى بيان هم عملاً وجود نخواهد داشت.

ايشان مبارزه با فساد، تأمين عزت ملى و به تعبير رايج غرور ملى و مبارزه »عاقلانه، حرفه‏اى و شجاعانه« با ابعاد مختلف نظام سلطه جهانى را از ديگر وظايف دولت جديد برشمردند و افزودند: اين دولت مخالفان و دشمنانى بيرونى نظير سلطه‏گران دنيا، ديكتاتورهاى جهانى، سكولارها و سرمايه‏داران جهانى دارد كه بايد با هر كدام به تناسب، رفتار و مقابله كند اما مهم‏تر از اين عوامل، دشمنان درونى هستند كه بايد بشدت مراقب آنها بود تا راه و جهت‏گيرى صحيح كنونى، منحرف نشود.

حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اى غلظت يافتن ادبيات دينى را بدون ظهور جهت‏گيرى عميق دينى در رفتارها، از جمله آفات و دشمنان درونى خواندند و افزودند: ادبيات دينى بايد تشويق شود همچنان كه ترويج نشانه‏ها و تعظيم شعائر دينى، امرى ضرورى است. ولى بايد بيشتر از ظاهر و فرم، عمل و محتوا را اسلامى كرد چرا كه غفلت از محتوا و پرداختن به شعار، رياكارى را در مردم هم ترويج مى‏كند.

حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اى، دولت جديد را به بى‏اعتنايى به اتهاماتى نظير متحجر بودن توصيه كردند و افزودند: كاملاً مشخص است كه نظام‏اسلامى از اساس با حركت و نگاه متحجرانه مخالف است چرا كه متحجرين بشدت متعصب و مخالف عقل هستند ضمن آنكه كسانى كه اين تهمتها را به دولت جديد مى‏زنند، رفتارشان بسيار شبيه متحجران است زيرا درباره حرفها و ايده‏هاى غربى آنهم از نوع كهنه و قديمى شده، كاملاً متعصبانه فكر و رفتار مى‏كنند.

رهبر معظم انقلاب اسلامى خدمت‏رسانى محسوس به مردم، تحول در شيوه‏هاى خدمت‏رسانى و پاسخگويى را از ديگر وظايف دولت جديد برشمردند و افزودند: همه اعضاى هيأت دولت و مسولان و مديران وزاتخانه‏ها، بايد هم در برابر خطاهايى كه انجام مى‏شود و هم در برابر كارهاى لازمى كه انجام نمى‏شود پاسخگو باشند چرا كه انجام ندادن كارهاى لازم هم، تخلف محسوب مى‏شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامى در پايان سخنان كار متوازن و هماهنگ و ساده‏زيستى را بسيار مهم برشمردند و دولت جديد را به پيگيرى، استقامت در راه، و تقويت ارتباط مستمر با خداوند توصيه كردند.

در ابتداى اين ديدار آقاى احمدى‏نژاد رئيس جمهور در سخنانى ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيدان رجائى و باهنر از اين دو شهيد بزرگوار بعنوان الگوى جاودان مديريت انقلابى و اسلامى و نمادخدمتگزارى به مردم و تحقق عدالت ياد كرد و گفت: دولت جديد خود را وامدار ملت و شهيدان، ملزم به اجراى وعده‏هاى داده شده به مردم و ملتزم به اجراى چهار اصل عدالت‏گسترى، مهرورزى، خدمت به بندگان خدا و تعالى و پيشرفت همه جانبه كشور مى‏داند.

رئيس جمهور با اشاره به خدمات و تلاشهاى دولتهاى قبلى و تجليل از اين خدمات، روند بررسى صلاحيت وزيران پيشنهادى در مجلس شوراى اسلامى را كم‏نظير خواند و با تشكر از مجلس افزود: نمايندگان مجلس با پايبندى به اصول و قانون و بحثهاى جدى در جريان بررسى وزريران پيشنهادى، كمك شايسته‏اى به دولت كردند و قطعاً روابط مجلس و دولت در آينده نيز برادرانه، ايمانى و عميق خواهد بود.

منبع ايرنا

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 13:49 | |




خدمت و خدمت گذاری



به نطر شما خدمت و خدمت گذاری به چه معناست؟ ویژگی های یک خدمت گذار خوب چیست؟ چه کسانی باید خدمت گذار مردم باشند؟ و...

در یک کشور اسلامی تمام مردم باید با کمک و همیاری یکدیگر به مردم کشور خود خدمت کنند اما کسی که مسؤل خدمت گذاری به جامه ی اسلامی می شود با اولا با قوانین دین اسلام کاملا آشنا باشد چون اگر کسی که مسؤلیت خدمت به مردم را بر عهده می گیرد ، با قوانین اسلامی آشنا نباشد باعث می شود که مردم از صراط مستقیم دور شوند. اما اگر او یک مؤمن واقعی باشد با برنامه ریزی دقیق و مناسب می توتند یک جامه را به سوی سعادت در دنیا و آخرت پیش ببرد.

یک مسؤل باید وطیفه شناس باشد که بتواند وطایف خود را به خوبی انجام دهد. همچنین یک مسأل خدمتگذار باید با سلیقه ها آذاب و رسوم و اخلاق یک جامه آشنا بوده تا بتواند با مردم ارتباط برقرار کند، نیاز های آن جامعه را بشناسد تا بتواند به خوبی مشکلات و نیاز های یک جامعه را برطرف کند.

همچنین یک خدمتگذار باید به مردمش آزادی های متناسب متعادل بدهد تا مردم در آن جامعه بتوانند راحت زندگی بنمایند.

در پایان اگر کسی تمام این ویژگی ها را یکجا داشته باشد، می تواند یک خدمتگذار عالی باشد که می تواند مردم کشورش را شاد پیروز ، سرافراز و قدرتمند سازد که چنین جامه ای شکست ناذیر خواهد بود

نوشته شده توسط بهزاد منصوری

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 11:23 | |




قدرتمندترين نرم افزار مترجم متن با LEC Power Translator Pro v12


نرم افزاری که در مورد آن می خواهیم مطلبی را پیش کش نمائیم ابزاری بسیار معروف است که مطمئنیم زمانی که توضیحات را بخوانید حتما برای داشتن این ابزار لحظه شماری می کنید. یادگیری و ترجمه متون خارجی یکی از دغدغه های بسیاری از کاربران و افراد جامعه محسوب می شود و با توجه به این که امروزه زبان انگلیسی به زبان اول دنیا تبدیل شده و تقریبا بیشتر دنیا در هر زمینه مقالات و متون خود را به این زبان عرضه می کنند.
دانشجویان بعضی اوقات به دلیل نداشتن تسلط کافی برای زبان های خارجی و خصوصا زبان انگلیسی هزینه ی نسبتا زیادی را برای ترجمه متون صرف می کنند و صدالبته این موضوع به دانشجویان ختم نمی شود چراکه بسیاری از افراد جامعه برای انجام کارهای روزمره خود می بایست متنی انگلیسی یا به زبان دیگر را به فارسی ترجمه نمایند.
Power Translator Pro نام نرم افزاری که این بار قصد ارائه آن را به صورت کاملا رایگان داریم. همانطور که از نامش هم می توان تشخیص داد ابزاری جهت ترجمه به شمار می رود اما ترجمه به صورت جمله و یا به طور ساده تر این نرم افزار یکی از کامل ترین ابزارهای جهت ترجمه متون به شمار می رود. نرم افزاری که محصول شرکت LEC بوده و مدت زیادی نیست که آخرین نسخه از آن منتشر گردیده است. کار با این نرم افزار بسیار ساده بوده و بانک کلمات آن بسیار کامل است. زبان های نظیر انگلیسی ، اسپانیولی ، فرانسوی ، ایتالیایی ، آلمانی و ... و از همه مهم تر زبان شیرین فارسی از سوی این نرم افزار پشتیبانی کاملی به عمل می آید. در استفاده از نرم افزار می توان از راه های مختلف اقدام به ترجمه نمود. زمانی که ماوس روی متنی قرار گیرد با توجه به زبان های تعریف شده آن پاراگراف به صورت Tooltip ترجمه شده و می توان آن را مشاهده کرد. متون را می توان کپی کرده و در نرم افزار ترجمه آن را با یک کلیک ساده مشاهده نمود. متن ها در این نرم افزار قادرند به صوت تبدیل شوند ، یعنی به حرف درآیند و برای کاربر حرف بزنند ؛ پس این نرم افزار در تلفظ صحیح هم می تواند کمک زیادی نماید. سرعت کار ترجمه کردن بسیار بالاست. حتی شاید به چشم بهم زدنی هم طول نکشد که Power Translator Pro متنی را ترجمه نماید. بعضی از لغات ممکن است برای نرم افزار ناشناخته باشند به سادگی می توان به صورت آنلاین به ترجمه آن پرداخت و اگر بازهم ترجمه ای یافت نشود می توان آن را در لیست کلمات غیرقابل درک قرار داد. 
 
قابلیت های کلیدی نرم افزار LEC Power Translator Pro v12 full:
- مترجم متون و عبارات انگليسي ، فارسي ، عربي چيني، فرانسوي ، آلماني ، روسي، اسپانيايي، تركي، ايتاليايي، ژاپني، كره اي ، هلندي، عبري ، لهستاني و اكرايني به يكديگر
- استفاده بسیار ساده از نرم افزار
- سرعت بسیار بالا در ترجمه متون
- قابلیت ترجمه به صورت آنلاین
- قابليت ترجمه كامل صفحات وب يا متون مختلف از يك زبان به زباني ديگر
- بهره مندي از تكنولوژي تشخيص گفتار Speech Recognition براي ترجمه صحبتها از زبان هاي English, German, French, Spanish, Japanese, و Chinese
- بهره مندي از تكنولوژي تبديل متن به صدا Text to Speech سازگار با زبانهاي Dutch, English, French, German, Italian, Japanese, Korean, Portuguese, Russian
- پشتیبانی از 16 زبان زنده دنيا از جمله زبان شیرین فارسی
-  قابلیت استفاده در انواع مرورگر ها و همچنین نرم افزار های مدیریت متن
- قابلیت استفاده به شکل های مختلف
- بانک لغات بسیار قدرتمند
-  سازگاری با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب ویستا
- و ...

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 10:56 | |




بالا بردن صدای گوشی های سری N نوکیا


گوشی های سری N نوکیا شامل N80,N70,N73 و... از گوشی های پرطرفدار حال حاضر بازار هستند. این گوشی ها نسبت به گوشی های سری 60 کلأ دارای ویژگی های بارزتری هستند ، یکی از این ویژگی قابلیت صدای بالاتر هنگام پخش فایلهای صوتی است. اما در سیستم عامل این گوشی ها ابزار دیگری نیز نهفته است که به شکل پیش فرض فعال نیست ، در این ترفند قصد داریم روشی را معرفی کنیم که با بهره گیری از آن میتوانید با اندکی افت کیفیت صدای گوشی سری N خود را تا حد زیادی افزایش دهید.

برای خواندن ترفند روی ادامه متن کلیک کنید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 10:55 | |




بازی جدید و فکری جدول کلمات متقاطع


 

علاقه به حل کردن جدول در بسیاری از افراد وجود دارد. این نرم افزار شبیه ساز جدول در رایانه است. شما در زمان بیکاری میتوانید درون رایانه جدول حل کنید و از حل کردن آنها لذت ببرید…
شما نیز قادرید جدول بسازید و آنها را به اشتراک بگذارید…
این جمله معروف را هم فراموش نکنید: جدول حل کنید تا فراموشی نگیرید…

ویژگیهای کلیدی رایا جدول:
- محیطی ساده و زیبا
- حجم بسیار کم
- امکان ساختن جدول
- سازگاری با ویندوز XP و Vista
- عدم نیاز به برنامه های جانبی
- کاملاً رایگان و بدون محدودیت

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 10:53 | |




بازي شطرنج سه بعدي بسيار جذاب Chess3D v3.01


 يك بازي شطرنج سه بعدي بسيار جذاب كه شما مي توانيد با كامپيوتر بازي كنيد و قدرت خود را با آن محك بزنيد . بازي مهيج شطرنج Chess3D با گرافيك بسيار بالا و به صورت سه بعدي امكان بازي كردن شما را با كامپيوتر يا به صورت دونفره را مهيا مي سازد. بازي شطرنج ، يک بازي عالي فکري است که همه شما تقريبا با ساز و کار آن آشنا هستيد. اما بازي که اينجا مي بينيد ، يک بازي معمولي نيست . اينجا محيطي سه بعدي در اختيار شما ست که امکان انتخاب نوع مهره و تخته براي شما فراهم است . مثلا بازي کردن در محيط سياه چاله ، قرون وسطا و قبرستان چه حسي را به شما مي دهد؟ در عين حال اگر بخواهيد با رايانه بازي کنيد ، بايد تجربه صدها نوع بازي را بهمراه داشته باشيد تا پيروز از ميدان خارج شويد. به هر حال در رابطه با اين بازي آنچه که بيشتر قابل توجه بود را گفتيم ، اما اين چند قلم را هم اضافه کنيد:

ویژگی های كليدي بازی CheChess3D v3.01: 
- امکان بازي در سطوح مختلف از نظر درجه سختي
- قابليت انتخاب رنگ مهره ها و زمينه بازي
- قابليت تعيين و انتخاب مهرها به شكلهاي فضائي، ماقبل تاريخ و...
- امکان انتخاب بي نهايت صفحه ، مهره و پس زمينه
- گرافيک سه بعدي با انيميشن بازيکنان و بازتاب تخته بازي
- بزرگ بودن مهره ها، محیط و زمینه صفحه شطرنج
- قابليت جاگذاري کامپيوتر با شدت هاي مختلف براي بازيکن مقابل
- بازي 2 نفر بر روي شبکه و يا اينترنت
- قابلیت دوران، زوم کردن
- تخته بازي بيشمار ، حالت انخابي پشت زمينه و بازيکنان از فايل هاي داخل سيستم
- و...

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 10:52 | |




تغییر فرمت کلیه فایل های موجود در یک فولدر با فرمت یکسان در محیط ویندوز


حتمأ میدانید که جهت تغییر فرمت یک فایل به فرمتی دیگر در محیط ویندوز، کافی است نام فایل را ویرایش کرده و در انتهای نام آن فرمت قبلی را پاک نموده و فرمت جدید را وارد نمایید. به عنوان مثال برای تبدیل ya-ali.jpg به ya-ali.gif کافی است آن را Rename نموده و این تغییر نام را صورت دهیم (البته به شرط فعال نبودن Hide extensions for known file types در Tools > Folders Options > View). اما آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که اگر در فولدری تعداد زیادی فایل داشته باشیم برای تغییر فرمت کلیه این فایل ها به فرمت دیگر چه باید کنیم؟ در این ترفند قصد داریم نحوه این کار یعنی تغییر فرمت کلیه فایل های موجود در یک فولدر با فرمتی خاص به فرمتی دیگر را به روشی جالب و متفاوت برای شما بازگو نماییم.

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 10:51 | |




افزایش کیفیت ( ال سی دی ) های سونی اریکسون


 

افزايش کيفيت ( ال سی دی ) های سونی اريکسون
اکثر دارندگان گوشی های SonyEricsson (از هر مدلی) هنگامی که تصويری را به پشت صفه ( Backgraund ) انتقال ميدهند از کيفيت LCD گوشی خود رضايت کافی را ندارند و تقريبآ هميشه در مقايسه گوشی Sony Ericsson خود با گوشي های Nokia به خصوص مدلهایی دارای (LCD 16 M.Color)-ال سی دی- 16 ميليون تعداد رنگ از کيفيت و وضوح ال سی دی گوشی خود کاملآ نا اميد ميشوند و افسوس ميخورند که چرا به دنبال Nokia های 16 ميليون رنگی نرفته اند .
در اينجا شما ميخانيد که چگونه ميتوانيد کيفيت ال سي دی Sony Ericsson خود را در حد Nokia های 16 ميليون رنگی برسانيد ، شايد هم بهتر ، البته در برخی مدلهای SonyEricsson مثل k800i - k810i - w610i - k550i - p990i - w830i و ...  ولی شما ميتوانيد اين کار را تقريبآ برای همه گوشی های SonyEricsson انجام دهيد .

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 10:48 | |




چه عواملي دست به دست هم بدهند كه روحي خدمتگذاري در جامعه گسترش پيدا كند؟


وقتى طرف حساب انسان‏هاى خدوم، پروردگار كريم است، در زمينه احسان و خدمت، مجالى گسترده گشوده مى‏شود.

خداوند، حتّى به نيّت هم پاداش مى‏دهد. از اين رو، پيوسته بايد در انديشه خير رسانى به ديگران بود، كه خود اين اجر دارد و اگر توفيق جامه پوشانيدن بر اندام اين نيت فراهم شد، چه بهتر.

در حديثى از حضرت رضا ـ عليه السلام ـ روايت است:

«روز قيامت، مؤمن را در پيشگاه خدا نگه مى‏دارند تا از او حساب بكشند، عهده‏دار حسابرسى خداست. پرونده عملش را بر او عرضه مى‏كنند. با اولين نگاهى كه به گناهانش مى‏افكند، رنگش از چهره مى‏پرد و به لرزه مى‏افتد، آنگه حسناتش را مى‏بيند و شادمان مى‏شود و چشمش روشن مى‏گردد. وقتى به پاداش‏هاى الهى چشم مى‏دوزد، خوشحال‏تر مى‏شود. آنگاه خداوند به فرشتگان دستور مى‏دهد: پرونده‏هايى را بياوريد كه مربوط به كارهايى است كه انجام نداده‏اند. آن‏ها را مى‏خوانند. مى‏گويند: خدايا، به عزّتت سوگند، خودت مى‏دانى كه هيچ يك از اين كارهاى خير را انجام نداده‏ايم. خداوند مى‏فرمايد: درست است و راست مى‏گوييد، ولى نيّت انجام آن‏ها را داشتيد، ما هم در پرونده اعمالتان نوشتيم. آنگاه بر همان نيّت‏ها هم پاداششان مى‏دهند.»[10]

چه چيزى از اين بهتر كه انسان، در نيت و در دل، در انديشه خدمت‏رسانى و گره‏گشايى باشد. تا از پاداش همين نيت هم بى‏بهره نماند.

پس، دامنه «صالحات و خيرات» بسى گسترده است. از خدمتِ به ظاهر ناچيز و كوچك هم نبايد چشم پوشيد، كه همان نزد خداى متعال، عظيم است.

حضرت رسول ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ مى‏فرمايد:

«مَنْ اَماطَ اَذىً عن طريقِ المسلمينَ كُتِبَ لَهُ حَسَنةٌ وَ مَنْ تُقُّبِلَتْ لَهُ حَسَنةٌ دَخَل الجَّنَة.»[11]

«هر كس چيزى را كه مايه رنج و آزار مسلمانان است، از سر راهشان بردارد، براى او يك «حسنه» نوشته مى‏شود و هر كس يك كار نيك از او قبول شود، به بهشت مى‏رود.»

اين حديث نيز، به گونه ديگرى، گستره خدمت‏رسانى و صدقات و خيرات را نشان مى‏دهد. از اين رو براى هر كس امكان خوشه چينى از خرمن نيكى‏ها وجود دارد، حتّى با برداشتن سنگى از سر راه، يا خارى از مسير روندگان، يا غمى از دلى اندوهگين، يا بارى از دوش مستمند و ناتوان.

در پايان مقال ابياتى از شاعرى معاصر (على بقا) مى‏آوريم كه الهام بخش اين مفاهيم انسانى است:

خوش آن كسان كه از احوال هم خبر دارند چو شبنم از نظرِ باصفاى پاكدلان زفيض صحبتشان كام خلق

 شيرين است فكنده سايه رحمت به خشك وتر چون ابر نويد صبح سعادت به خاص و عام دهند نهند آب «بقا» بهر خضر، زآنكه چو من گهى به محفل آزادگان گذر دارند[12]

خبر ز شادى و اندوه يكدگر دارند دلى به روشنى چهره قمر دارند هميشه خاصيت نخل بارور دارند رهين

دست و دل باز، بحر و بردارند هميشه حال نسيم خوش سحر دارند گهى به محفل آزادگان گذر دارند[12]

 گهى به محفل آزادگان گذر دارند[12]

بارى... در بندِ «داشته‏ها» بودن و اسير «خواسته‏ها» شدن، نوعى بردگى آشكار است. زهد، «نداشتن»

 نيست، بلكه «در بند داشته‏ها نبودن» است.

كسى كه تعّلقات مادى و دلبستگى‏ها او را به اسارت كشانده است، چگونه مى‏تواند دست يارى به سوى

ديگران بگشايد، يا پاى خدمتگزارى به آستان نيازمندان كشاند؟

خوشا پيشتازان ميدانِ اين مسابقه!

خوشا آنان كه گوى خدمت به مردم را از رقيبان مى‏ربايند و در دفتر خدا، امتياز بيشترى براى خود، ثبت مى‏كنند

 

منبع:www.aoin.blogfa.com

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 16:21 | |




فوايد و نتايج خدمتگذاري چيست؟


ز دیگر فواید و محاسن خدمت گزاری و کمک به مردم رضایت و شفاعت پیامبر (ص) و ائمه ی

معصومین (ع) است ، چنانکه امام على (علیه‏السلام) مى‏فرماید: مَنْ سَرَّ مومنا فَقَدْ سَرَّنى ؛ «هر کس

مؤمنى را شاد کند مرا شاد کرده است » .

خدمت و کمک به دیگران موجب ایجاد احساس آرامش و خشنودی خود انسان می شود ، چه این که

بارها اتفاق افتاده یا دیده ایم کسانی که به دیگران کمک می کنند و حتی خود ما پس از هر کمکی ،

 در وجود خود ، احساس مفید بودن و ارزشمند بودن را حس کرده ایم . توانایی انسان در هر زمینه ای

 " این توانایی ممکن است آموختن علم و دانش به دیگران ، کمک مالی ، دادن غذا به در راه مانده ای ،

نجات اسیری از بند ،حتی ایجاد لبخند بر لب دیگران و هزاران چیز دیگر " زمانی مفید و دارای ارزش

 است که جهت خدمت به مردم باشد . از طرفی کمک و خدمت به مردم دعای خیر آنان را در پی دارد که

این هم می تواند از فواید و نتایج خدمت گزاری باشد چه این که بارها شنیده ایم که دعای خیر مردم یار و

 همراه خدمت گزاران به مردم است ؛ زیرا دعاى آنان درباره خدمت رسان و احسان‏کننده به اجابت خواهد رسید.

اگر افراد جامعه از خود گذشته و خدمت گزار باشند ، عدل به عنوان اساس جامعه برقرار می شود ،

هر کس به حق خود می رسد و دیگر نگرانی ندارد این گونه جامعه یک جامعه ی آرمانی است . فقر

 از بین می رود چون همه برای یکدیگر در تلاش اند و خدمت گزار بودن هم یعنی همین ، به فکر

مردم بودن ، به فکر آبادانی میهن بودن و به فکر آیندگان بودن .
از دیگر نتایج خدمت گزار بودن داشتن نسلی سالم و پر تلاش است زیرا افراد در مراحلی از زندگی

(نوجوانی و جوانی) با مشاهده ی آثار خوب عدالت و خدمت گزاری خود به خود به سمت تلاش برای

تداوم این امر حیاتی پیش می روند .
«ما اگر بخواهیم نسلی تربیت کنیم که در ده سال ، پانزده سال آینده بخواهد جامعه ی اسلامی و انقلابی

را حفظ کند ، امروز باید تعهدات و التزامات ویژه ای را برای این نسل قائل بشویم . حالا شما برای

تربیت آن نسل ، امروز باید چه کار بکنید ؟ این غیر از درس خواندن و غیر از تحقیق است . یک

چیز دیگر است.»(1)
این چیز دیگر چیست؟
بله، تربیت کردن نسلی است که این جامعه را باید در آینده ای نه چندان دور هدایت بکند ، نسلی که

باید خدمت گزار و به فکر جامعه باشد.
« به نسل جوان توجه کن که آنها زود تر حق را می پذیرند و سریعتر به هر خیری گرایش پیدا

می کنند»(2)
کمی با تاثیر خدمت گزاری آشنا شدیم اما باید بدانیم که این امر تاثیرات فراوان زیادی دارد ک ما در اینجا به قسمت کوچکی از آن اشاره کردیم.

منبع : www.aoin.blogfa.com

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 16:20 | |




چگونه بايد خدمت كرد؟


هر يك از افرا جامعه براي خود هدفي را دنبال مي كنند و هر كدام براي رسيدن به ارامش ان هدف را دنبال

 مي كنند پس ما بايد خدمت به ديگران را هدف خود قرار دهيم تا به اين ارامش برسيم خدمت به ديگران

 مي تواند جامعه اي را به وجود اورد كه ارامش عدالت و رضايت و هماهنگي در ان وجود دارد .

پيامبران و ائمه ي اطهار را سر لوحه ي خود قرار دهيم پيامبران و امامن بزرگوار ما با انجام دادن

مسوليت هاي سه گانه ي خود قيام كردند تا از مسخ و تحريف اسلام جلوگيري كنند و مردم را از تاريكي

 ظلماني كه طاغوت هاي جديد پديد اورده بودند به در اورند و به  روشنايي و نور برسانند و تلاش انان

سبب شد چهره ي اسلام راستين كه به اساس توحيد و عدل و امامت استواراست پديد ايد و با تبعيت

 كردن از پيامبران و ائمه ي اطهار مي تواني خدمتگذار خوبي باشيم

منبع : www.aoin.blogfa.com

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 16:18 | |




خدمت چیست؟


 

 

 

واژه ی «خدمت»مفهوم گسترده ای دارد و همه ی امور اجتماعی اقتصادی سیاسی و فرهنگی را در بر می گیرد و به گذشت فداکاری ایثار و تحمل رنج و سختی در همه ی این امور خدمت و خدمتگزاری صدق می کند. کاری که شکل آن مفید و بر خوردار از روح معنویت بوده و وسیله ی تقرب به خدا باشد در فرهنگ  اسلامی خدمت نامیده می شود. بنا بر این خدمتی که مقدمه ی قرب الهی و در راستای رضای خدا نباشد عبادت نیست و از اجر الهی سهمی ندارد.خدمت عبادی علاوه بر انگیزه ی الهی و تقرب به خدا دارای شرایط زیر است:

  • در راه خدا باشد.
  • مخلصانه انجام گیرد.
  • خبر خواهانه بوده و فاعلش نیت و هدف خیر داشته باشد.
  • داد و ستد و به منظور به دست آوردن مال و منال و شهرت و مقام نباشد.
  • و... .

چنین خدمتی از ارزش و اهمیت به سزایی بر خوردار است.

منبع : www.human5.blogfa.com

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 16:13 | |




راههاي خدمتگذاري چيست؟


۱:انسان به دنبال زندگي در جامعه اي است كه روابطي عادلانه بر ان حاكم باشد و حق او مراعات

شود تا هم بتواند استعدادهاي خدادادي خو را شكوفا كند و هم كرامت حرمت و عزت نفس وي مورد

 تعرض قرار نگيرد انسان ها با ايجاد يك جامعه ي خدمتگذار مي تواند جامعه اي بر پايي عدالت را

 به وجود اورند تا انان كه زياده طلبي و فزون خواهي مي كنند امنيت جامعه را كاهش ندهند فرست

شكوفايي و رشد براي افراد ديگر جامعه فراهم مي شود و  افراد جامعه با خدمت به افراد ديگر جامعه

 مي توانند جامعه اي عادلانه را به وجود اورند

۲:هر انسان به دنبال هدف زندگي خويش است زيرا رضايت و ارمغان را در افراد خانواده به وجود

مي اورد راه درست رشد و تعالي را پيدا مي كند و مي تواند زندگي خود را در يك جامعه ي اجتماعي

 كنترل كند پس يكي از اهداف يك فرد سالم در جامعه خدمتگذاري براي رسيدن به يك زندگي  ايدال

۳: هر يك از انسان ها به دنبال احساس امنيت و ارامش در زندگي خويش هستند كه با خدمتگذاري افراد

 به افراد ديگر اين احساس امنيت فراهم مي شود مثلا .... اگر  نيروي انتظامي در جامعه وجود نداشت

احساس امنيت در جامعه وجود نداشت و جامعه به هرج و مرج كشيده مي شود پس نيروي انتظامي

 با خدمت به مردم جامعه اي سالم را فراهم مي كنند

(جا دارد از افراد نيروي انتظامي تشكر كنم به دليل به وجود اوردن جامعه اي سالم)

 

 

 

 

منبع:www.aoin.blogfa.com

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 16:11 | |




تاثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار چگونه است؟


هر کس ز کار خلق یکی عقده وا کند  ایزد هزار عقده ز کارش رها کند  صدها فرشته بوسه بر آن دست می‏زنند  کز کار خلق یکی گره بسته وا کند

مرد جوانی پدر پیرش مریض شد . او پدرش را که بیماریش شدت گرفته بود ، در گوشه ی جاده ای رها کرد و از آن جا دور شد . پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید . رهگذران از ترس مسری بودن بیماری پیرمرد و برای فرار از دردسر ، بی اعتنا به ناله های  او ، راه خود را می گرفتند و می رفتند .عارفی از آن جاده عبور می کرد ، به محض دیدن پیرمرد ، او را به دوش گرفت تا ببرد و درمانش کند . رهگذری به طعنه به عارف گفت : این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک ، نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد به وجود می آورد . پسرش هم او را در این جا به حال خود رها کرده و رفته است . تو برای چه به او کمک می کنی؟ عارف گفت : من به او کمک نمی کنم ، بلکه به خودم کمک می کنم ؛ اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم ، چگونه رو به آسمان برگردانم و از خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم ؛ من به خودم کمک می کنم .

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 15:57 | |




سرگذشت نوح(ع)


سرگذشت نوح(ع)

 

پرستش بت‏ها و خدايان

نوح(ع) نخستين(1) پيامبر اولوالعزم است كه خداوند او را با رسالت خويش به سوى قومش فرستاد كه به پرستش بت‏ها رو آورده و غرق در گمراهى و كفر گشته بودند. قرآن، نام‏بت‏هايى را كه قوم نوح مى‏پرستيدند، از زبان اشراف آنان بيان مى‏دارد:

وَقالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلا تَذَرُنَّ وَدّاً وَلا سُواعاً وَلا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْراً * وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً...؛(2)

قوم نوح گفتند: خدايان خود را رها نكنيد، به‏ويژه‏از پنج بت وَد و سواع و يغوث و يعوق و نسر، دست برنداريد و بسيارى از مردم را به گمراهى كشاندند.

بقیه در ادامه ی مطلب

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 15:36 | |




پيدايش آدم(ع)


پيدايش آدم(ع)(1)

داستان آفرينش آدم(ع) با گفتگوى ميان خدا و فرشتگان آغاز مى‏شود. خداى سبحان فرشتگان را آگاه مى‏سازد كه وى در زمين جانشينى قرار خواهد داد كه آدم و فرزندان اويند و آنان را در زمين توانمند ساخته و صاحب قدرت قرار مى‏دهد، ولى فرشتگان از اين خبر شگفت زده شدند [و با خود گفتند:] ...(ادامه در" ادامه مطلب")


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 15:32 | |




چگونگي آفرينش آسمان ها در نهج البلاغه


چگونگي آفرينش آسمان ها

امام علي - عليه السلام – در در حدود هزار و چهار سال پيش به توضيح چگونگي آفرينش آسمان هاپرداخته است. توضيحي كه بعضي از مفاهيم آن تا چند دهه يا چند سده پيش براي مردم غير قابل فهم بود. امروزه  دانشمندان به بعضي از  نكاتي پي بردند كه  امام علي – عليه السلام – در سال ها قبل به آن اشاره فرموده است.

و بعضي از اين نكات نيز هنوز ناشناخته مانده اند!!!

چگونگي آفرينش آسمان ها در نهج البلاغه

فضاي باز و پستي و بلندي و فاصله هاي وسيع آسمان ها را بدون اينكه بر چيزي تكيه كند، نظام بخشيد و شكاف هاي آن را به هم آورد ، و هر يك را با آنچه كه تناسب داشت و جفت بود پيوند داد، و دشواري فرود آمدن و برخاستن را برفرشتگاني كه فرمان او را به خلق  رسانند يا اعمال بندگان را بالا برند آسان كرد.

در حالي كه آسمان به صورت دود و بخار بود  به آن فرمان داد، پس رابطه هاي آن برقرار ساخت ، سپس آن ها را از هم جدا كرد و بين آن ها فاصله انداخت، و بر هر راه و شكافي از آسمان نگهباني از شهاب هاي روشن گماشت، و با دست  قدرت آن ها را از حركت ناموزون در فضا نگهداشت، و دستور فرمود تا در برابر فرمانش تسليم باشند.

و آفتاب را نشانه روشني بخش روز، و ماه را ، با نوري كمرنگ براي تاريكي شب ها قرار داد ، و آن دو را در مسير حركت خويش  به حركت در آورد،  و حركت آن دو را دقيق اندازه گيري كرد.- اشاره به مترولوژي metrology (شناخت پديده هاي جوي)- تا در درجات تعيين شده حركت كنند و بين شب و روز تفاوت باشد، و قابل تشخيص شود، و با رفت و آمد آن ها شماره سال ها، و اندازه گيري زمان ممكن باشد.

پس در فضاي هر آسمان فلك آن را آفريد، و زينتي از گوهر هاي تابنده و ستارگان درخشنده بياراست، آنان را كه خواستند اسرار آسمان را دزدانه دريابند، با شهاب هاي سوزان تيرباران كرد، و تمامي ستارگان را ثابت و استوار ، و گردنده و بي قرار ، فرود آينده و بالا رونده ، و نگران كننده و شادي آفرين را ، تسليم اوامر خود فرمود. 

ترجمه خطبه 91 نهج البلاغه

امام علي  - عليه السلام – به انفجار بزرگ يا همان  بيگ بنگ اشاره مي فرمايد چيزي كه دانشمندان در چند دهه گذشته به آن پي برده اند و بعد شهاب هاي آسماني را محافظ آسمان معرفي مي كند . در قرآن نيز آيه اين با همين مضمون وجود دارد كه شهاب ها را نگهباني براي جلوگيري از ورود شياطين معرفي مي كند.

منظور از اين گفته چييست شايد آيندگان به آن پي برند!!!

سپس به توضيح حركت ماه و خورشيد و دلايل آفرينش آن مي پردازد  و بعد به جالبترين نكته در اين متن اشره مي كند.

چگونه ستارگان  نگران كننده و شادي آفرين هستند. اين سواليست كه دانشمندان امروز به آنجواب داده اند.

امروزه دانشمندان اين حقيقت را به اثبات رسانده اند كه حركت ستارگان و انفجارهايي كه در كرات بالا به وجود مي آيد در شادي و نگراني ، و وضع رواني و عصبي مردم روي كره زمين تأثير مي گذارد ، كه در پديد آمدن اضطراب  هاي رواني ، درگيري ها، و جنگ و زد و خورد هاي اجتاعي مؤثر است.

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 15:28 | |




: متنی از علی ابن ابی طالب (ع)


شگفت است که وقتی در تاریکی غذایی جلوی مردم می گذارند ، چراغ روشن می کنند تا ببیند چه چیزی وارد شکمشان می شود ، ولی وقتی غذای جان به آنان عرضه می شود ، چراغ فکر شان را روشن نمی کنند تا از پیامد های جهل وگناه سالم بمانند.
 
شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید ج 20ص261

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 15:23 | |




بيست سؤال قيصر روم‏


سلام بر همه ی عاشقان حضرت علی (ع). این مطلب یکی از داستان های مورد علاقه ی من است و به شما پیشنهاد می کنم که هتما این مطلب را مزالعه فرمایید:

بيست سؤال قيصر روم‏


 


ابن مسيب نقل کرد که، عمر بن خطاب مي‏گفت: «پناه مي‏برم به خدا از مشکلاتي که ابوالحسن(ع)، براي حل آنها نباشد». اين سخن خليفه جهاتي داشت؛ از جمله آنها، اين بود که روزي پادشاه روم به عمر نامه نوشت و از مسائلي پرسش نمود؛ عمر آن سؤالات را بر اصحاب عرضه داشت، اما کسي نتوانست جواب بدهد، پس به اميرالمؤمنين(ع) عرضه داشت و حضرت فوراً جواب سؤالات را دادند.


نامه پادشاه روم به عمر اين چنين بود: «اين نامه‏اي است از پادشاه بني‏الاصفر به عمربن خطاب، خليفه مسلمانان، پس از ستايش پروردگار پرسش مي‏کنم از شما مسائلي را که پاسخ آن را مرقوم نماييد:


1- چه چيز است که خدا آن را نيافريده است؟


2- چه چيز است که خدا نمي‏داند،؟


3- چه چيز است که نزد خدا نيست،؟


4- چه چيز است که همه‏اش دهان است،؟


5- چه چيز است که همه‏اش پاست،؟


6-آن چه چيز است که  همه‏اش چشم است،؟


7- آن چه چيز است که همه‏اش بال است،؟


8- کدام مردي است که فاميل ندارد،؟


9- چهار جنبده که در شکم مادر نبودند کدام است،؟


10-آن چه چيزي است که نفس مي‏کشد، روح ندارد،؟


11- ناقوس چه مي‏گويد،؟


12- آن رونده کدام است که فقط يک بار راه رفت،؟


13-کدام درخت است که سواره، صد سال در سايه‏اش راه مي‏رود و به پايانش نمي‏رسد و مانندش در دنيا چيست،؟


14- کدام مکان است که خورشيد جز يک بار در آن نتابيد،؟


15- کدام درخت است که بي‏آب روييد،؟


16- چگونه ممکن است اهل بهشت ب‏خورند و بياشامند ولي چيزي دفع نمي‏کنند؛ مانندش در دنيا چيست،؟


17- در سفره‏هاي بهشت کاسه هايي که در هر يک از آنها غذاهاي گوناگون است،چگونه ممکن است اين غذا ها  آميخته نمي‏شوند؛ مانندش در دنيا چيست؟؟


18- از سيبي در بهشت، دخترکي بيرون مي‏آيد در حالي که از آن سيب، چيزي کاسته نمي‏شود،؟


19- کنيزکي در دنيا مال دو مرد است و در آخرت، مال يکي از آنان؛ آن چگونه است؟


20- کليدهاي بهشت چيست؟


اميرالمؤمنين عليه‏السلام نامه پادشاه روم را خواندند و در پشت نامه، جواب را اين طور مرقوم کردند:


 (بسم الله الرحمن الرحيم‏)


پس از سپاس و ستايش پروردگار؛ اي پادشاه روم! بر مطال شما واقف شدم و من به ياري خدا و قدرتش و برکت خدا و پيامبران، خصوصا محمد صلي الله عليه و آله و سلم آخرين فرستاده خدا، پاسخ تو را مي دهم:


1- آن چيزي که خدا نيافريده قرآن است، زيرا آن کلام وصف خداست و همچنين کتابهايي که از جانب خدا نازل شده است، حق- سبحانه- قديم است و صفاتش هم قديم است.


2- آن چيزي که خدا نمي‏داند آن است که شما نصرانيان مي‏گوييد: خدا را زن و فرزند و شريک است؛ خدا فرزندي نگرفته و با او خدايي نيست، نه والد است و نه مولود.


3- آن چيزي که نزد خدا نيست ظلم است، پروردگار به بندگان، ستمکار نيست.


4- چيزي که همه‏اش دهان است، آتش است؛ در هر چيزي افتد، مي‏خورد.


5- چيزي که همه‏اش پاست، آب است.


6- چيزي که همه‏اش چشم است، خورشيد است.


7- چيزي که همه‏اش بال است، باد است.


8- آن کس که فاميل ندارد، آدم است.


9- آن چهار جنبنده که در شکم مادر نبودند عصاي موسي، قوچ ابراهيم، آدم و حوا مي‏باشند.


10- آنکه بي‏روح است و نفس مي کشد، صبح است، خداي تعالي فرمود: «والصبح اذا تنفس»: «سوگند به صبح آنگاه که نفس مي‏کشد».


11- ناقوس مي‏گويد: «تق، تق؛ حق، حق، آهسته، آهسته؛ عدالت، عدالت؛ راستي، راستي؛ دنيا ما را فريب داد و در هوس انداخت؛ دنيا دوره به دوره سپري مي‏شود؛نمي‏گذرد روزي مگر که سست مي‏کند از ما پايه‏اي، مردگان ما را خبر دادند که از اين سرا کوچ مي‏نماييم، پس چرا ما اينجا را براي خود وطن گرفته‏ايم؟»


12- آن رونده که يک بار راه رفت کوه سيناست، ميان آن کوه و زمين مقدس (مسجدالاقصي) چند روزي راه بود، بني‏اسرائيل که به فرمان موسي عليه‏السلام آهنگ آن سرزمين داشتند نافرماني کردند، خدا از آن کوه پاره‏اي برکند و دو بال از نور برايش قرار داد و بر بني‏اسرائيل که در بيابان راهپيمايي مي‏کردند سايبان شد و برابر سر آنان سير مي‏نمود، چنانکه خدا در قرآن فرموده است: «و چون کوه را از جا برکنديم و مانند سايبان بر سرشان قرار داديم و آنان گمان کردند بر سرشان مي‏افتد.».


و موسي بني‏اسرائيل را گفت: چرا نافرماني مي‏کنيد، دست از نافرماني برداريد وگرنه کوه را بر سرتان مي‏افکنم، چون توبه کردند کوه به جايش برگشت.


13- درختي که سواره، صد سال در سايه‏اش راه مي‏رود و به پايانش نمي‏رسد، درخت طوبي است و آن سدرة المنتهي است که در آسمان هفتم است، به سوي آن درخت، اعمال بني‏آدم بالا مي‏رود و آن از درختهاي بهشت است، هيچ کاخي و خانه‏اي در بهشت نيست مگر شاخه‏اي از شاخه‏هايش در آن آويخته و مانندش در دنيا خورشيد است، خودش يکي‏ست و پرتوش در همه جاست.


14- مکاني که خورشيد جز يک بار در آن نتابيد، زمين دريايي است که بني‏اسرائيل از آن عبور کردند و فرعونيان در آن غرق شدند، در آن هنگام که خدا براي موسي عليه‏السلام آن دريا را شکافت و آب، مانند کوهها روي هم ايستاد و زمين دريا به تابيدن خورشيد، خشک شد سپس آب دريا به جايش برگشت.


15- درختي که بي آب روييد، درخت يونس پيغمبر است و آن معجزه‏اي بود که خداي تعالي فرمود: «و أنبتنا عليه شجرة من يقطين»: «بر سرش درختي از کدو رويانيديم.» .


16- غذا خوردن اهل بهشت که مي‏خورند و چيزي دفع نمي‏کنند، مانندش در دنيا، بچه است در شکم مادر، از نافش مي‏خورد و دفع نمي‏کند.


17- غذاهاي گوناگون بهشتي که در يک کاسه است و آميخته نمي‏شود، مانندش در دنيا تخم مرغ است که سفيده و زرده آن آميخته نمي‏شوند.


18- دخترکي که از سيب بهشتي بيرون مي‏آيد مانندش در دنيا، کرمکي است که از سيب بيرون مي‏آيد و سيب تغييري نمي‏کند.


19- کنيزکي که در دنيا مال دو مرد و در آخرت مال يکي است، مانند درخت خرمايي است که در دنيا به شرکت مال مؤمني مانند من و کافري مانند توست و آن در آخرت براي من است نه براي تو؛ زيرا در آخرت، آن درخت در بهشت است و تو داخل بهشت نمي‏شوي.


20- کليدهاي بهشت، «لا اله الا الله» و «محمد رسول‏الله» است.


ابن‏مسيب گفت: چون قيصر روم، جواب سؤالات را خواند گفت: اين سخن بروون نيامده جز از خاندان نبوت، سپس پرسيد: پاسخ اين سؤالات را چه کسي داده است؟ گفتند: از پس عموي محمد صلي الله عليه و آله و سلم است.


قيصر روم براي اميرالمؤمنين نامه‏اي نوشت: «سلام عليک؛ پس از سپاس پروردگار،بر پاسخهاي شما واقف شدم و دانستم که شما از خاندان نبوت هستيد و به شجاعت و علم، متصف مي‏باشيد، من خواهانم که دينتان را براي من شرح دهيد و حقيقت روحي را که خدا در کتابتان گفته است براي من بيان نماييد «يسألونک عن الروح قل الروح من أمر ربي»؛ «از روح پرسش مي‏کنند بگو روح از امر پروردگار من است».


اميرالمؤمنين عليه‏السلام در جواب قصر، نوشت: «پس از سپاس و ستايش پروردگار، روح نقطه‏اي است با لطافت و پرتويي است با شرافت که از ساختهاي آفريننده‏اش و قدرت پديد آورنده‏اش مي‏باشد، از گنجينه‏هاي مملکتش او را بيرون آورده و در نهاد بندگانش نهاده، پس روح تو پيوندي است با او، و نزد تو امانتي است از او، هرگاه گرفتي آنچه نزد او داري، مي‏گيرد آنچه نزد تو دارد» .

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:28 | |




علي در کلام ديگران


علي در کلام ديگران




جرج جرداق



«نـزد حـقـيـقـت و تـاريـخ تـفـاوتـي نـدارد که او را بشناسي يا نشناسي.تاريخ و حقيقت گـواهـي مـي دهـند که او وجدان بيدار و قهّار، شهيد نامي، پدر و بزرگ شهيدان، فرياد عدالت انسان و شخصيت جاويدان شرق علي بن ابي طالب، است.


اي روزگار! چه مي شد اگر هر چه قدرت و توان داشتي به کار مي بردي و در هر زمان يـک عـلي، بـا آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به جهانيان مي بخشيدي.»


«علي بن ابي طالب در عقل و انديشه، يگانه و بي همتاست و به همين جهت او محور فکري اسلام و جامع و سرچشمه علوم عربي است به طوري که در ميان عرب هيچ دانشي نيست مگر آن کـه عـلي آن را پـايـه گـذاري کـرده و يـا در پـيـدايـش آن سـهـيـم و شـريـک بـوده است.»


 


توماس کارلايل فيلسوف بزرگ انگليسي



«امـّا عـلي، مـا را نـمـي رسـد جـز ايـنکه او را دوست بداريم و به او عشق بورزيم، چه او جـوانـمـردي بـس عـالي قـدر و بزرگ نَفْس بود. از سرچشمه وجدانش مهر و نيکويي مي جـوشـيـد. از دلش شـعـله هـاي شور و حماسه زبانه مي زد. شجاع تر از شير ژيان بود، ولي شجاعتي ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقيق و راءفت...»


 


جبران خليل جبران



«عـلي بـن ابـي طـالب اوليـن شـخـصـيـت بـود کـه در عرب، با روح کلي جهان ارتباط و پـيـوسـتـگـي يـافت و با او همنشين گشت و شب ها با او دمساز بود. او اولين کسي بود که لبـانـش ‍ آهـنـگ نـغـمـه هـاي آن روح را بـه گـوش مـردمـي رسـانـيـد کـه قـبـل از آن چـنـان نغمه هايي را نشنيده بودند. از اين رو، ميان راه هاي پرفروغ گفتار او و تـاريـکـي هـاي گـذشـتـه خـويـش سـرگـردان شدند. پس هر کس شيفته آن نغمه ها گشت، شيفتگي اش وابسته به فطرت است و هر که به دشمني او پرداخت از پسران جاهليت است.»


 


بولس سلامه



«آري، مـن يـک مـسـيحي هستم، ولي ديده باز دارم و تنگ بين نيستم. من يک مسيحي هستم که دربـاره شـخـصـيـت بـزرگـي صـحـبت مي کنم که مسلمانان درباره او مي گويند: خدا از او راضي است....


عـلي در قـضـاوت خود استثنايي قايل نمي شد و به طور مساوي آن چه را که بايد بدهد، به مردم مي داد و تفاوتي ميان ارباب و بنده نمي گذاشت.


اي داماد پيغمبر! شخصيت تو، بلندتر و بالاتر از مدار ستارگان است... اي استاد ادب و سـخـن! شـيـوه گفتار تو مانند اقيانوسي است که در عرصه پهناور آن روح ها به هم مي رسند و به يکديگر مي پيوندند.»


 


شبلي شميل



«امام علي ابن ابي طالب، بزرگ بزرگان، يگانه نسخه اي که نه شرق و نه غرب، نـه در گـذشـتـه و نـه امـروز، صـورتـي ديـگـر از آن را کـه مـطـابـق بـا اصل باشد، به خود نديده است.»


 


نرسيسان از علماي مسيحي و سردبير سفارت انگليس در بغداد



«اگـر ايـن خـطـيب بزرگ (علي (ع» در عصر ما، هم اکنون بر منبرکوفه پا مي نهاد، مي ديديد که مسجد کوفه با آن همه پهناوري اش از سران و بزرگان اروپا موج مي زد، مي آمدند تا از درياي سرريز دانشش، روحشان را سيراب کنند.»


 


سليمان کتاني دانشمند مسيحي لبنان



«عـلي بـن ابـي طـالب بـيش از همه در دل پيامبر جا داشت؛ زيرا اوتربيت شده اش بود و رفـيقش، مشاورش، مصاحب جدايي ناپذيرش، برادرش، همسر دخترش فاطمه زهرا که از هـمه کس براي او عزيزتر بود و پدر حسن و حسين که ذريّه و دودمان پيامبر در او خلاصه مـي شـود. او نخستين کسي بود که ايمان آورد و تواناترين مدافع دين بود و دليرترين مبارز، پايدارترين جنگاور، هوشمندترين حادثه پرداز، شيواگوترين دانشمند سخنور و موفق ترين پيکارگر، پيامبر از تمام اين حقايق با چنين سخناني پرده برداشته است:... «علي با قرآن است و قرآن با علي.»

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:25 | |




1001داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) (9)


حيدر قاهر، غالب  
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

انس بن مالك گفت : در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، مردى بود كه از عبادت و كوشش او در نماز ما تعجب مى كرديم ، نام و نحوه عبادت او را به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عرض كرديم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را نشناخت ، هيكل و قواره اش را شرح داديم باز نشناخت ، در همين بين خود او از راه رسيد عرض كرديم يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم همين مرد است فرمود: شما توصيف مردى را مى كنيد كه در پيشانيش مهر شيطان است ، آن شخص پيش آمد تا مقابل ما رسيد ولى سلام نكرد. پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم رو به او فرمود: ترا به خدا سوگند راست بگو وقتى به اين جمع رسيدى با خود نگفتى در ميان اينها يك نفر از من بهتر و برتر نيست ؟ او جواب داد: صحيح است . سپس براى اداى نماز رهسپار شد. پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: چه كسى اين مرد را مى كشد؟ ابوبكر پيشنهاد را پذيرفت و براى كشتن او عازم شد وقتى وارد مسجد شد ديد او مشغول نماز است با خود گفت : سبحان الله مردى را در حال نماز بكشم با اينكه پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم از كشتن نمازگزاران نهى فرمود: لذا منصرف گرديد و بيرون آمد. پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم از او پرسيد: ابوبكر چه كردى ؟ او عرض كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم خوشم نيامد او را در حال نماز بكشم چون شما از كشتن نمازگزاران ما را نهى نموده ايد. پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد: چه كس او را مى كشد؟ عمر از جاى خود حركت كرد و رفت تا او را بكشد وقتى رسيد او را در حال سجده ديد گفت : ابوبكر از من بهتر است و (او را نكشت ) برگشت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد: چه ردى ؟ گفت كه او را در حال سجده ديدم از كشتن او صرف نظر نمودم ، براى سومين بار حضرت فرمود: چه كسى او را مى كشد؟
على (عليه السلام ) عرض كرد: من ، پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: اگر او را پيدا كردى ، وقتى على (عليه السلام ) وارد مسجد شد مشاهده كرد او خارج شده لذا خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيد پيامبر سؤ ال كرد؟ چه شد عرض كرد از مسجد بيرون رفته بود. حضرت فرمود:
لو قتل هذا لكان اول فتنه و آخرها اما انه سيخرج من ضئضئى هذا قوم ...
(اگر كشته شده بود آغاز و پايان فتنه همين بود...) نشانه اين گروه (خوارج ) آن است كه در ميان آنان مرد سياه چهره ناقص دستى است كه منتهاى آن گوشتى است مثل پستان زن كه حالت ارتجاعى و كشش ‍ دارد.(152)
امام على (عليه السلام ) پس از فراغت از جنگ نهروان دستور داد كه بدن (ذوالثديه ) را در ميان كشته ها پيدا كنند وقتى حضرت جسد او را ديد و بدن او را با همان وصفى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم توصيف كرده بود يافت به كرانه اين موفقيت به سجده افتاد(153).
علامه امينى مى نويسد: صاحب اين داستان ذوالثديه (154) رئيس خوارج از قبيله بنى تميم بود كه مؤ سس جنگ نهروان بود كه آخر سر هم كشته شد.
هرگز فريب دشمن رو به صفت نخورد
زين روى گفته اند كه شير خدا عليست

برای خواندن این مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:24 | |




1001داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) (8)


قضاوت عادلانه  
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در اواخر عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم على (عليه السلام ) را براى ارشاد مردم يمن و قضاوت و حكومت بين آنها به آنجا فرستاد در آن ايام حادثه عجيبى رخ داد گروهى براى شكار شيرى گودال عميقى را كنده و شيرى را در ميان آن انداخته و محاصره كردند ناگهان پاى يكى از آنها لغزيد، او براى حفظ جان خود دست ديگرى را گرفت و او نيز دست سومى را و سومى دست چهارمى و سرانجام همه آنها به داخل گودال افتاد و بر اثر حمله شير به آنها هر چهار نفر مردند.
در مورد ديه و خون بهاى آنها بين بستگانشان اختلاف و نزاع شد تا حدى كه ماجرا به جنگيدن رسد. امام على (عليه السلام ) وقتى از ماجرا مطلع شد نزد آنها رفت و فرمود: من در ميان شما داورى مى كنم و اگر به داورى من رضايت نداديد به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم برود تا در ميان شما قضاوت كند. آنگاه فرمود: فرد اولى كه طعمه شير شد ديه اى ندارد، ولى بايد بستگان او يك سوم ديه يك انسان را (مثلا از صد شتر؛ 33 شتر) به اولياء دومين مقتول بپردازند.
(القضاء كما قضى على ؛ قضاوت صحيح همان است كه على قضاوت كرد)
بايد توجه كرد كه امام خونبهاى مقتول چهارم را ميان اولياى سه نفر مقتول قبلى بطور مساوى تقسيم كرد. زيرا بستگان اولى يك سوم ديه را به اوليا دومى دادند و بستگان دومى دو سوم ديه را (كه يك سوم آن از خودشان بود) دادند و بستگان سومى همه ديه را كه دو سوم آن از ديگرى بود پرداختند.(124)
تو بوالحسنى تو مرتضايى
تو جلوه ى حق تو مصطفايى
مقصود نبى ز لافتايى
ممدوح خدا ز هل اتايى

برای خواندن این مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:22 | |




1001داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) (7)


ولايت على (ع ) 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حضرت امير مؤ منان (عليه السلام ) وارد شد در حالى كه آثار سرور و خوشحالى در صورت نازنينش آشكار بود، حضرت على (عليه السلام ) سبب آنرا پرسيد. حضرت فرمودند: خداوند متعال به من بشارت داد كه شيعيان على چه عاصى و چه مطيع آخرالامر در بهشت جايگزين شوند، حضرت على (عليه السلام ) به مجرد شنيدن اين كلام سجده شكر به عمل آورده و گفت : خداوندا نصف حسنات خود را به شيعيانم بخشيدم . در اين لحظه حضرت زهرا عليهاالسلام و امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) هر يك به ترتيب عرض كردند: پروردگارا ما هم نصف ثوابهايمان را به شيعيان اميرمؤ منان على (عليه السلام ) بخشيديم . رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم گفت : خداوندا منهم نصف حسنات و ثوابهايم را به شيعيان حضرت على مرتضى (عليه السلام ) دادم در اين وقت بود كه وحى از طرف خداوند رسيد كه شما از من كريم تر نيستيد، منهم گناهان همه شيعيان على را آمرزيدم .

برای خواندن این مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:19 | |




1001داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) (6)


رسول خدا (ص ) از جنگ جمل خبر مى دهد 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

عبدالله بن مسعود گفت : به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عرض كردم : يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم هر گاه از دنيا رحلت كردى چه كسى شما را غسل مى دهد؟ فرمود: هر پيغمبر را وصى او غسل مى دهد. عرض كردم يا رسول صلى الله عليه و آله و سلم وصى شما كيست ؟ فرمود: على بن ابيطالب . عرض كردم : يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم پس از شما چه مدت زندگى مى كند؟ فرمود: سى سال همانند يوشع بن نون كه وصى حضرت موسى بود او بعد از موسى نيز سى سال زندگى كرد و صفورا همسر حضرت موسى دختر شعيب پيامبر بر يوشع بن نون خروج كرد و گفت من از تو به امر پيشوايى و رهبرى سزاوارترم . پس يوشع با وى جنگيد و به خوبى با وى كارزار كرد و اسيرش نمود و در حال اسيرى به نيكى با وى رفتار كرد.
حضرت على (عليه السلام ) نيز با وى عايشه مى جنگد و به خوبى با او مى جنگد و اسيرش مى كند و با وى به نيكى رفتار مى كند، و خدا درباره او نازل فرموده كه : و قرن فى بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهلية الاولى
(90) يعنى در خانه هايتان قرار بگيريد و همچون جاهليت پيشين ، خودآرايى و جلوه گرى نكنيد و مقصود پروردگار از جاهليت قديم در اين آيه صفورا دختر شعيب است .

برای خواندن این مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:9 | |




1001داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) (5)


على (ع ) و ابليس ملعون  
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

على (عليه السلام ) مى فرمايد روزى در كنار خانه كعبه نشسته بدم پيرمردى قد خميده را ديدم با موهاى سفيد و بلند كه ابروان او بر چشمانش افتاده بود با عصايى بر دست و كلاهى قرمز و جامه اى پشمين ، پيرمرد نزديك شد و در حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه بر ديوار كعبه تكيه زده بود نشست . سپس گفت : اى فرستاده خدا آيا مى شود در حق من دعا كنى و از درگاه خدا برايم طلب مغفرت كنى ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: پيرمرد كوشش تو فايده ندارد، اعمال تو تباه گشته و درخواست مغفرت در حق تو پذيرفته نخواهد شد. پيرمرد با سرافكندگى از محضر آن حضرت خارج شد و از راهى كه آمده بود بازگشت . در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من فرمود: يا على (عليه السلام ) آيا او را شناختى ؟ گفتم : نه . حضرت فرمود: او همان ابليس ملعون است . على (عليه السلام ) مى فرمايد با شنيدن اين جمله برخاستم و خود را به آن پيرمرد رساندم و با او درگير شدم و بر زمينش كوفتم و بعد بر سينه اش نشستم ، با دستانم گلويش را به سختى مى فشردم تا او را هلاك كنم در همين حال او مرا به نام صدا زد و از من خواست كه دست از او بردارم و وى را به حال خود رها كم . آنگاه گفت : فانى من المنظرين الى يوم الوقت الملعوم يعنى ؛ مرا تا روز قيامت (معلوم ) مهلت زندگى داده اند و من تا آن روز زنده خواهم ماند
سپس گفت : يا على به خدا سوگند من تو را بسيار دوست دارم (پس اين جمله را از من بگير و نگه دار) آن كس كه در مورد تو به دشمنى و خصومت برخيزد و از تو در دل خود كينه داشته باشد بايد در مشروعيت ولادت خود ترديد كند و مرا در كار پدر خود شريك به شمارد... على (عليه السلام ) مى فرمايد: من از حرف او خنده ام گرفت و رهايش ساختم .

برای خواندن این مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:7 | |




1001داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) (4)


- سخنان مادر مولود كعبه  
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

صبح روز چهارم وقتى فاطمه از كعبه بيرون آمد در مقابل چشمان به انتظار نشسته مردم ، ناگهان ديوار كعبه از همان جاى قبل شكاف برداشت و از هم فاصله گرفت تا حدى كه فاطمه توانست از آن خارج شود. مردم در كمال تعجب ناظر اين مطلب عجيب بودند آنها ديدند آن بانوى با عظمت مولود كعبه را در آغوش فشرده و نوزاد خندان است و با اين حال از شكاف ديوار كعبه خارج شد قبل از آنكه كسى سؤ ال كند، فاطمه رو به مردم كرد و چنين سخن آغاز كرد.
اى مردم من بر زنانى كه قبل از من بوده اند فضيلت داده شدم ... من وارد خانه محترم خداوند شدم و در خانه عتيق الهى فرزند به دنيا آوردم و سه روز درون آن ماندم و از ميوه ها و غذاهاى بهشت خوردم آنگاه فرمود: هنگامى كه فرزندم را در آغوش گرفتم و خواستم از كعبه خارج شوم هاتفى ندايم داد:
اى فاطمه نام اين مولود را على بگذار...(57)

برای خواندن این مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:5 | |




1001داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) (3)


فاطمه بنت اسد و ورود به كعبه  
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

صبح هنگام ، بار ديگر فاطمه بنت اسد را درد عارض شد. حضرت ابوطالب (عليه السلام ) ناراحت و پريشان از خانه بيرون آمد در راه عده اى از زنان قريش را ديد كه علت ناراحتى را از او پرسيدند حضرت پاسخ داد: فاطمه در شديدترين حال وضع حمل قرار گرفته است و سپس ابوطالب دست بر صورتش گذاشت در اين حال پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيد و پرسيد:
عمو جان ، چرا ناراحتى ؟!
عرض كرد: فاطمه بنت اسد در حال وضع حال است .
در همين حال ، فاطمه ندايى را شنيد كه مى گويد: اى فاطمه ، بر تو باد كه به خانه خدا بروى !
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دست ابوطالب (عليه السلام ) را گرفت و با هم نزد فاطمه آمدند و او را با خود كنار خانه خدا آوردند(44)

برای خواندن این مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:3 | |




1001داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) (2)


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم على منى به منزلة راسى من بدنى ؛
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: نسبت على با من ، مانند نسبت سر من با بدن من است .(1)
مردى كه وسعت او در تمام عوالم وجود نمى گنجد، ما را چه رسد به اينكه ، در چند برگ به شرح شمايل پر شميم او بپردازيم .
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم .(2)
براستى مردى را كه در فضايلش رسول نجيب و ناجى صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين را مى توان در اين چند برگ به وجودش دست يافت ؟!!
اين نوشته و داستانهاى مختصر تحقيقا خواننده را در درياى غم مظلومى على (عليه السلام ) گرفتار امواج آتشى خواهد كرد كه قرنهاست كه روح شيعيانش را غرق احتراق كرده است .
زين آتشى كه در سينه من است
خورشيد شعله ايست كه در آسمان گرفت (3)
و اشك ما نيز در ميان ، آتش آتشفشان دل پر حرارت ماست كه از چشمه چشمان جارى و جاويد است .
بحر در ساغر گرداب نگنجد هرگز(4)
اى كسى كه چشم روزگار و زندگى به چشمان مظلوم توست
اى كاش ما نيز در كوچه هاى كوفه با تو بوديم
اى كاش در ركاب تو با جماعت جاهل جمل مى بوديم و مى جنگيديم
اى كاش در صفين در صف با صفا تو مى بوديم
و اى كاش در تنهائيت ، زمزمه هاى شبانه ات ، همانند كميل و ميثم و مقداد هم قدمت مى بوديم .
شايد اگر آن روزها مى بوديم اين قدر نمى سوختيم .
و هزاران اى كاش هاى ديگر؛ كه جگر ما را پاره پاره كرده است .
اللهم يا شاهد كل نجوا و موضع كل شكوى
جماعت جاهل و غافل با تو چها كه نكردند كار را به آنجا رساندند كه فرمودى : خدايا اين جماعت مرا بيچاره كردند.
به خداوندى خداوند سوگند، دل آب از غصه هايت آب شد و قلب آتش ‍ كباب به قول پير، پيرو، پايدار، خمينى :
ما را رها كنيد در اين رنج بى حساب
با قلب پاره پاره و با سينه اى كباب
و درود خداوند بر آن مرد خدايى باد!
كه آه نامه آتشينش در خطبه شقيقه در سينه سخن پنهان گشت .
در نهج البلاغه اش عنان بيان به دست كيست ؟
به دست غم و غصه هاى او
براستى او با توسن سخن به كجا مى تازد؟ به ديار غربت و تنهايى به نخلستانها و چاههاى پر درد كوفه
بسوخت حافظ و ترسم كه شرح قصه او
به سمع پادشاه كامكار ما نرسد
آيا كسى بود يا هست كه سخن او را درياب ، و خويشتن خويش را در فضاى معطر مطهر او گم كند.
به ادعا نتوان شيعه بود، شيعه كسى ست
كه پاى خود بگذارد به جاى پاى على (5)
آيا براستى در بيت الاحزان فاطمه عليهاالسلام زمزم جارى و جاويد اشكهاى زهرا عليهاالسلام ، جزء براى غم مظلومى على جاريست ؟
زهرا جان ؛ اين نوشته ها را از اول براى خرسندى تو نوشتم (6) براى زنى كه غصه دار غريبى ، مرد تنها مدينه است .
مدينه بعد از نبى صلى الله عليه و آله و سلم
زهرا جان !
هر چه بر سر دلم مى كوبم ، آرام نمى گيرد بر آن يتيم نواز عرب ، على مرتضى بفرما بر اين يتيم بيچاره اى كه زمين خورده شيطان و نفس است دستى از سر لطف بر كشد.
زهرا جان !
به خداى تو سوگند! قلبم قبله اى جز تو ندارد
اى قبله من قبر تو كجاست ؟ براى تو ناليم يا از براى همسرت ؟
زهرا جان !
اين سر پرغوغا و ناآرام ما پرچم ارادت به توست كه بر نيزه ى تن ناله كنان چون شمع بقيع مى سوزد.
و اميد اينكه روزى به عشق آل فاطمى بر چوبه دار سرافراز و لاله گون ، آرام گيرد.
زهرا جان !
وجود ما از خاك ، پاك فرما
روى دشمنانش سياه و جانم به فدايش و لعنت خدا بر ظالمان آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم
برای خواندن این مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 14:0 | |




1001داستان از زندگانى امام على (عليه السلام ) (1)


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم على منى به منزلة راسى من بدنى ؛
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: نسبت على با من ، مانند نسبت سر من با بدن من است .(1)
مردى كه وسعت او در تمام عوالم وجود نمى گنجد، ما را چه رسد به اينكه ، در چند برگ به شرح شمايل پر شميم او بپردازيم .
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم .(2)
براستى مردى را كه در فضايلش رسول نجيب و ناجى صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين را مى توان در اين چند برگ به وجودش دست يافت ؟!!
اين نوشته و داستانهاى مختصر تحقيقا خواننده را در درياى غم مظلومى على (عليه السلام ) گرفتار امواج آتشى خواهد كرد كه قرنهاست كه روح شيعيانش را غرق احتراق كرده است .
زين آتشى كه در سينه من است
خورشيد شعله ايست كه در آسمان گرفت (3)
و اشك ما نيز در ميان ، آتش آتشفشان دل پر حرارت ماست كه از چشمه چشمان جارى و جاويد است .
بحر در ساغر گرداب نگنجد هرگز(4)
اى كسى كه چشم روزگار و زندگى به چشمان مظلوم توست
اى كاش ما نيز در كوچه هاى كوفه با تو بوديم
اى كاش در ركاب تو با جماعت جاهل جمل مى بوديم و مى جنگيديم
اى كاش در صفين در صف با صفا تو مى بوديم
و اى كاش در تنهائيت ، زمزمه هاى شبانه ات ، همانند كميل و ميثم و مقداد هم قدمت مى بوديم .
شايد اگر آن روزها مى بوديم اين قدر نمى سوختيم .
و هزاران اى كاش هاى ديگر؛ كه جگر ما را پاره پاره كرده است .
اللهم يا شاهد كل نجوا و موضع كل شكوى
جماعت جاهل و غافل با تو چها كه نكردند كار را به آنجا رساندند كه فرمودى : خدايا اين جماعت مرا بيچاره كردند.
به خداوندى خداوند سوگند، دل آب از غصه هايت آب شد و قلب آتش ‍ كباب به قول پير، پيرو، پايدار، خمينى :
ما را رها كنيد در اين رنج بى حساب
با قلب پاره پاره و با سينه اى كباب
و درود خداوند بر آن مرد خدايى باد!
كه آه نامه آتشينش در خطبه شقيقه در سينه سخن پنهان گشت .
در نهج البلاغه اش عنان بيان به دست كيست ؟
به دست غم و غصه هاى او
براستى او با توسن سخن به كجا مى تازد؟ به ديار غربت و تنهايى به نخلستانها و چاههاى پر درد كوفه
بسوخت حافظ و ترسم كه شرح قصه او
به سمع پادشاه كامكار ما نرسد
آيا كسى بود يا هست كه سخن او را درياب ، و خويشتن خويش را در فضاى معطر مطهر او گم كند.
به ادعا نتوان شيعه بود، شيعه كسى ست
كه پاى خود بگذارد به جاى پاى على (5)
آيا براستى در بيت الاحزان فاطمه عليهاالسلام زمزم جارى و جاويد اشكهاى زهرا عليهاالسلام ، جزء براى غم مظلومى على جاريست ؟
زهرا جان ؛ اين نوشته ها را از اول براى خرسندى تو نوشتم (6) براى زنى كه غصه دار غريبى ، مرد تنها مدينه است .
مدينه بعد از نبى صلى الله عليه و آله و سلم
زهرا جان !
هر چه بر سر دلم مى كوبم ، آرام نمى گيرد بر آن يتيم نواز عرب ، على مرتضى بفرما بر اين يتيم بيچاره اى كه زمين خورده شيطان و نفس است دستى از سر لطف بر كشد.
زهرا جان !
به خداى تو سوگند! قلبم قبله اى جز تو ندارد
اى قبله من قبر تو كجاست ؟ براى تو ناليم يا از براى همسرت ؟
زهرا جان !
اين سر پرغوغا و ناآرام ما پرچم ارادت به توست كه بر نيزه ى تن ناله كنان چون شمع بقيع مى سوزد.
و اميد اينكه روزى به عشق آل فاطمى بر چوبه دار سرافراز و لاله گون ، آرام گيرد.
زهرا جان !
وجود ما از خاك ، پاك فرما
روى دشمنانش سياه و جانم به فدايش و لعنت خدا بر ظالمان آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم
جهت خواندن مطلب به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 13:58 | |




دعاي عجيب


امام علي عليه السلام مي فرمايد:روزي از پيامبر خدا خواستم تا از خدا براي من طلب مغفرت کند، فرمود: چنين خواهم کرد. سـپـس برخاست و نماز گزارد. آنگاه دستانش را به دعا گشود و من به دعاي او گوش مي کردم.


(در اثـنـاي دعـا) شـنـيـدم کـه پيامبر فرمود: «پروردگارا! تو را به مقامِ قرب و منزلت «علي» سوگند مي دهم که علي را مشمول عفو و غفران خود سازي»


گفتم: اي رسول خدا! اين چه دعايي است؟


فرمود: «مگر کسي گرامي تر از تو در پيشگاه الهي هست تا او را شفيع درگاهش ‍ نمايم»؟!

[+] نوشته شده توسط tux & tup & tub در 13:48 | |





مطالب گذشته

سخنان مقام معظم رهبري در مورد عدالت
خدمت و خدمت گذاری
قدرتمندترين نرم افزار مترجم متن با LEC Power Translator Pro v12
بالا بردن صدای گوشی های سری N نوکیا
بازی جدید و فکری جدول کلمات متقاطع
بازي شطرنج سه بعدي بسيار جذاب Chess3D v3.01
تغییر فرمت کلیه فایل های موجود در یک فولدر با فرمت یکسان در محیط ویندوز
افزایش کیفیت ( ال سی دی ) های سونی اریکسون
چه عواملي دست به دست هم بدهند كه روحي خدمتگذاري در جامعه گسترش پيدا كند؟
فوايد و نتايج خدمتگذاري چيست؟
چگونه بايد خدمت كرد؟
خدمت چیست؟
راههاي خدمتگذاري چيست؟
تاثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار چگونه است؟
سرگذشت نوح(ع)
پيدايش آدم(ع)
چگونگي آفرينش آسمان ها در نهج البلاغه
: متنی از علی ابن ابی طالب (ع)
بيست سؤال قيصر روم‏
علي در کلام ديگران